چهارشنبه ۲۷ فروردین ۱۳۹۳ ه‍.ش.

بکشید بخورید نعشه بشوید اما شیشه و گل مصرف نکنید ؟ وكُلُواْ وَاشْرَبُواْ وَلاَ تُسْرِفُواْ

درمانگر  بودن  اعتیاد تمام شد حالا زمان درد اور بودن اعتیاد است
زمانی من درمانگر اعتیاد بودم و مخالف با  استفاده از هر ماده مخدر ؟
زمانی این عقیده را داشتم که اعتیاد بد است حتی انسانی که سیگار می کشد حتما انسان معتادی است که نمی تواند بر نفس خود کنترل داشته باشد و نباید به او اعتماد کرد
افکار من اکنون به طور کلی تغییر یافته است
جامعه کنونی ما در مقابل با اعتیاد ناتوان است
مردم محتاج به ان هستند که الام و دردهای خود را با چیزی تسکین بدهند
همه نا امید از اینده می خواهند لحظه ای در فراموشی و نشئگی به سر به برند
حالا من باید چکار کنم 
ایا من شکست خوردم و مواد مخدر پیروز شد ؟
بله
من اعتراف می کنم من ناتوان در مقابله با سپاه مخدر هستم ؟
زیرا مردم من  اگاه نیستند  و  نمی خواهند هم اگاه شوند
انها خود را به خواب زده اند نه اینکه واقعا خوابیده اند ؟
حالا من روش خود را تغییر می دهم و اعتقادات خود  را کمی اصلاح می کنم


من باید بین بد  و بدتر انتخاب کنم ؟
انتخاب من بد است ؟
دوستان ماری جوانا بکشید
دوستان مجیک بزنید
دوستان با سالویا باشید
دوستان ال اس دی مصرف کنید
دوستان تریاک هم بد نیست چرا باید ترک کنید
دوستان کوکائین   واقعا محشر است به شرط این که پول خریدش را داشته باشید
اما فقط یک خواهش دارم
ماری جوانای به نام گل و مخدری به نام متامفتامین یا همان شیشه را مصرف نکنید
بکشید بخورید نعشه بشوید اما شیشه و گل مصرف نکنید ؟

سه‌شنبه ۲۶ فروردین ۱۳۹۳ ه‍.ش.

سندرم مسی Messie Syndrome (کسانی که اشغال جمع می کنند )

سندرم مسی (کسانی که اشغال جمع می کنند )

بازداشت "مسی" ایرانی

آلمانی‌ها به آن‌ها "مسی" (Messie) می‌گویند که ریشه در واژه انگلیسی "mess" دارد که به معنی بی‌نظم و انضباط است. انگلیسی‌زبان‌ها از عبارت "Compulsive Hoarding" به معنی "جمع کردن بدون اختیار و با اجبار" استفاده می‌کنند. در ایران فعلا اسمی برای این افراد وجود ندارد و در گزارش‌ها از کسانی صحبت می‌شود که "عاشق زباله" هستند.

بازداشت "مسی" ایرانی

سه سال پیش رسانه‌های ایرانی از وضعیت پیرزن ۶۱ ساله‌ای گزارش دادند که "عاشق زباله" است. حالا گزارش دیگری از بازداشت مرد "عاشق زباله" در مهر شهر کرج منتشر شده است که با شکایت همسایه‌ها دستگیر و روانه کلانتری شده است. او دو سال پیش نیز بازداشت و به شش ماه زندان محکوم شده بود. اما پس از آزادی ماجرا دوباره تکرار شد.

بازداشت "مسی" ایرانی

افراد دارای "سندروم مسی" دارای مشکل "عدم سازماندهی" هستند و از اختلال روانی در "ارزش‌گذاری" رنج می‌برند. انسان‌ها معمولا تشخیص می‌دهند که چه کالا و اجناسی بعد از مصرف دیگر ارزشی برایشان ندارد و آن را "دور می‌اندازند" که به آن زباله گفته می‌شود. افراد دارای "سندروم مسی" از این توانایی عاجز هستند و زباله‌ها را نزد خود نگه می‌دارند.

بازداشت "مسی" ایرانی

هرچند زباله واژه‌ای عمومی است، اما افرادی که دارای "سندروم مسی" هستند برای آن تفاوت قائل می‌شوند. دیده شده که این افراد مثلا فقط لباس، روزنامه، اسباب‌بازی، مواد غذایی یا بسته‌بندی خالی کالا و یا بطری نوشیدنی را جمع و نگهداری می‌کنند. در موارد حاد هم مشاهده شده که آن‌ها هر چیزی را جمع‌آوری کرده‌اند.

بازداشت "مسی" ایرانی

واژه مسی، ابداع و برگرفته از جزوه‌ای است که توسط یک معلم آمریکایی بنام ساندرا فلتون تهیه شده که خود نیز از این بیماری رنج می‌برد. او در این جزوه برای رهایی از "رفتار مسی‌گونه" راه‌حل‌هایی را ارایه داده است. ساندرا فلتون همچنین در سال ۱۹۸۰ اولین گروه "هم‌یاری" را تشکیل داد که در این‌جا برای اولین بار نظر رسانه‌های عمومی به این مشکل روانی جلب و گزارش‌هایی در این زمینه ارائه شدند.
 

افراد دارای "سندروم مسی" مشکلات دیگری هم دارند. آن‌ها نمی‌توانند برای کارهای خود "اولویت" قائل شوند و امورات سازماندهی و اجرایی زندگی روزمره این افراد هدفمند نیست و غالبا مخدوش است.

اگرچه افراد دارای "سندروم مسی" از وضعیت بی‌نظم و انضباط محل سکونت خود شرمگین هستند، اما قدرت بیماری بیشتر از شرم است و نهایتا این بیماری آنها را به زندگی در تنهایی و عزلت می‌کشاند.
 

پزشکان دریافته‌اند افرادی که دارای "سندروم مسی" هستند معمولا دارای بیماری‌های جانبی جسمی دیگری همچون ضعف بینایی، دیابت نوع دوم، ضعف جسمی و مشکل راه رفتن نیز هستند. (عکس: برنده جایزه یونیسف. زندگی کودکان با والدین دارای سندروم مسی)
تحقیقات نشان می‌دهند که افراد دارای "سندروم مسی" در زندگی کمتر محبت دیده‌اند. آن‌ها سعی می‌کنند چیزی را جمع‌آوری و نگهداری کنند که نسبت به آن احساس خوبی دارند و به هیچ وجه حاضر نیستند آن چیز را به عنوان زباله دور بیاندازند. ترس از ازدست دادن "آن احساس خوب" در این افراد بسیار قوی است.
"سندروم مسی" می‌تواند در عین حال حاصل یک "حادثه ناگوار" و "زخم روحی" در زندگی یک فرد باشد. زخمی که علاج نیافته و تسلی آن به خطا رفته است.
 

در مواردی دیده شده که افراد مبتلا به "سندروم مسی" در بیرون و به ظاهر دارای رفتاری معمولی و حتی به لحاظ شخصیتی دارای ویژگی "کمال‌گرا" و "وسواسی" هستند که در تضاد با این سندروم است.
 

وضعیت افراد مبتلا به "سندروم مسی" هنگامی افشا می‌شود که با شکایت همسایگان به‌خاطر بوی تعفن ناشی از زباله ماموران شهرداری درب منزل را بگشایند.
 

زندانی کردن این افراد، همانند مورد اخیر در مهردشت کرج، بی‌فایده‌ است. این مرد ۴۵ ساله نیز دو سال پیش بازداشت و به شش ماه زندان محکوم شد. او اما پس از آزادی دوباره به جمع‌آوری زباله پرداخت.
 

در آلمان سازمان‌های کمک‌های اجتماعی چون "کاریتاس" به این افراد کمک می‌کنند. متخصصان بر این باورند که کمک یک‌باره و جمع کردن آشغال‌ها و تمیز کردن محل سکونت و همچنین گماردن فردی برای تمیز نگه‌داشتن خانه نیز چاره ساز نیست. در کنار کمک‌های روانپزشکی، متخصصان پیشنهاد می‌کنند یک مربی که خود شخصا در امور این افراد دخالت نمی‌کند به آن‌ها کمک برساند.
 

نابسامانی‌های اجتماعی در همه جوامع باعث بوجود آمدن اختلالات روانی – رفتاری انسان‌ها می‌شود. در ایران تاکنون بسیاری از این اختلالات یا ناشناخته بوده‌اند و یا در مورد آن صحبت نشده و در افکار عمومی به‌صورت منفی و با ترس همراه است. بسیاری از این اختلالات رفتاری را می‌توان با آگاهی‌رسانی و ایجاد ساختارهای کمک‌رسانی رفع کرد.
Messie Syndrome - Chronic Disorganisation - Web4Health
Das Messie-Syndrom - Springer

پیش از دعوا، اول غذا بخورید تا میزان پرخاشگری کاهش بیابد

پیش از دعوا، اول غذا بخورید تا میزان پرخاشگری کاهش بیابد

گرسنگی می‌تواند منجر به بروز رفتار تهاجمی و خشونت در میان زوج‌ها شود. نتیجه یک تحقیق نشان می‌دهد که گرسنگی و به تبع آن پایین آمدن قند خون تأثیر مستقیمی روی رفتار پرخاشگر زوج‌ها نسبت به یکدیگر دارد.
زوج‌هایی که قصد بحث و جدل در مورد موضوعات حساس در زندگی مشترک را دارند، بهتر است که پیش از آغاز بحث به اندازه کافی غذا بخورند.
 به گفته محققان آمریکایی زمانی که قند خون پایین می‌آید، میزان پرخاشگری در زوج‌ها بالا می‌رود.

نتایج تحقیقی که پژوهشگران دانشگاه ایالتی اوهایو انجام داده‌اند، نشان می‌دهد که دعوا، جدل و حتی خشونت‌های خانگی می‌تواند از روی یک دلیل ساده که اغلب نادیده گرفته می‌شود، رخ دهد: گرسنگی.

این پژوهشگران برای اندازه‌گیری میزان پرخاشگری میان زوج‌ها دست به دامن عروسک‌های جادوی "وودو" (Voodoo) شدند که در مناسک سنتی آفریقایی استفاده می‌شود.

پژوهشگران به هر کدام از زنان و مردان شرکت‌کننده در این پژوهش یک عروسک داده و به آنها گفتند که این عروسک نماد شریک زندگی آنان به شمار می‌رود. شرکت‌کنندگان همچنین ۵۱ سوزن نیز دریافت کردند. در مجموع در مدت سه هفته، هر کدام از شرکت‌کنندگان بایستی هر شب، در بدن این عروسک‌ها سوزنی فرو می‌کردند.

هر چه آنها از دست شریک زندگی‌شان عصبانی‌تر بودند، میزان سوزن‌هایی که در بدن عروسک فرو می‌کردند، می‌توانست بیشتر باشد.

انتقام‌گیری از طریق حمله "هدفونی"

در مجموع ۱۰۷ زوج متأهل در این پژوهش شرکت داشتند. هر صبح پیش از صبحانه، و شب پیش از خواب میزان قند خون هر کدام از شرکت‌کنندگان نیز اندازه‌گیری می‌شد.

پژوهشگران برای اندازه‌گیری میزان پرخاشگری میان زوج‌ها دست به دامن عروسک‌های جادوی وودو شدند که در مناسک سنتی آفریقایی استفاده می‌شود. پژوهشگران دانشگاه اوهایو برای اندازه‌گیری میزان پرخاشگری میان زوج‌ها دست به دامن عروسک‌های جادوی "وودو" شدند

نتایج این اندازه‌گیری بسیار روشن بود: هر چه سطح قند خون فرد پیش از خواب پایین‌تر بود، به همان میزان تعداد سوزن‌‌هایی که او در تن عروسک‌"شریک" وارد کرده بود، هم بیشتر بود.

پس از سه هفته این زوج‌‌ها به آزمایشگاه دعوت شده تا در آنجا در یک بازی نهایی علیه یکدیگر شرکت کنند. محققان به آنها گفتند به محض پدیدار شدن یک نقطه قرمز روی مانیتور پیش روی آنان، هر که زودتر دکمه را فشار دهد، برنده می‌شود.

شخص برنده سپس می‌توانست پس از پایان هر دور تصمیم بگیرد که صدای گوشخراشی که از طریق هدفون برای بازنده پخش می‌شود، چه قدر طول بکشد و تا چه اندازه بلند باشد.

البته این زوج‌ها که هر کدام در اتاقی جداگانه قرار داشتند، نمی‌دانستند که در حقیقت همبازی آنها، نه یکدیگر، بلکه یک کامپیوتر است. این کامپیوتر در نیمی از موارد نیز عامدانه بازی را واگذار می‌کرد.

در این مرحله نیز محققان رابطه روشنی را میان سطح قند خون در شب و میزان پرخاشگری در رفتار مشاهده کردند. هر چه میزان قند خون پایین‌تر بود، "حمله هدفونی" به شریک زندگی طولانی‌تر و بلندتر نیز بود.

پژوهشگران پایین آمدن کنترل شخصی را با کاهش سطح قند خون مرتبط می‌دانند. به گفته آنان گلوکز به منزله نوعی موتور محرک برای مغز به شمار می‌رود و برای کنترل رفتار شخصی مهم است.

به این ترتیب با پایین آمدن میزان آن در بدن، کنترل رفتار و احساسات بسیار دشوار می‌شود.