چرا درمان افسردگی با کتامین آری با قارچ جادویی (سیلوسایبین) نه ؟

این روزها بیماران افسرده خبرهای زیادی از درمان افسردگی با کتامین می شنوند

بیماری افسردگی یکی از شایعترین بیمارهای این قرن است و ابتلا به ان می تواند پیامدهای بدی در زندگی انسان داشته باشد که یک از انها اعتیاد به مواد مخدر و محرک است .

کتامین یک داروی مخدر توهم زا است که به سرعت بر روی مغز اثر می گذارد و با اثر در نقاط خاصی از مغز بلافاصله شخص را دچار شادی می کند
اثر کتامین را در درمان افسردگی می توان مشابه با الکل دانست اما چرا این روزها شرکت های دارویی به دنبال ساخت قرص های کتامین برای درمان افسردگی هستند  و چرا اکثر کشورها تحقیقات بر روی سیلو سایبین به عنوان دارویی برای درمان افسردگی را بطور کلی ممنوع  اعلام کرده اند   .
کتامین ممکن است در درمان افسردگی های حاد کمک موثری باشد اما امروزه اکثر بیماران افسرده دچار افسردگی مزمن هستند و اگر این بیماران بخواهند از کتامین استفاده کنند باید روزانه چندین قرص انرا میل کنند و این به معنی رونق بازار کمپانی های دارویی در تولید یک داروی ضد افسردگی جدید است که بیماران سالها باید از ان استفاده بکنند .

قارچ جادویی (سیلوسایبین) برنده ای که کمپانی های دارویی از ان متنفرند
بر عکس کتامین که به طور موقت باعث رفع افسردگی می شود تحقیقات دکتر گروپ در دانشگاه جان هاپکینز و دکتر دیوید نات استاد رئیس انجمن علم اعصاب بریتانیا نشان داد که :
 درمان با تک دوز سیلوسایبین  Psilocybin  می تواند باعث درمان کامل و قطعی بیماری افسردگی باشد موضوعی که هیچ شرکت دارویی در جهان خواستار ان نیست زیرا می تواند پیامد های اقتصادی بدی برای بسیاری از کمپانی های دارویی تولید کننده داروهای ضد افسردگی داشته باشد
opium.site: تئوری مکانیسم اثر سیلوسایبین در درمان کامل ...
opium.site: رازهای پنهان از مافیای جهانی دارو درباره قارچ جادویی ...
opium.site: پشت پرده ترامادول و تالیدومید و شرکت گروننتال ؟
دکتر رضا یزدان نیاز : دوز درمانی و طریق مصرف قارچ ...
OPIUM.SITE : کتامین افسردگی را به سرعت بهبود می بخشد
opium.site: درمان جدید برای افسردکی (کتامین )حالت دیسوسی ...
سیگاری کتامین Ketamine cigarettes - opium.site - Blogger
opium.site: ساخت شربت و پد زیر زبانی کتامین برای ترک ...
OPIUM.SITE : تجربه مرگ و خروج روح از بدن با کتامین ...
OPIUM.SITE : کتامین .کتالار .سوپر اسید.سوپر کوک .K ...

تاسیس یک تالار گفتگو (فروم ) در پورتال ستاد مبارزه با مواد مخدر اولین گام در جهت مشارکت مردم با مسئولین است

تاسیس یک تالار گفتگو در پورتال  ستاد مبارزه با مواد مخدر
یکی از مهمترین عوامل در اطلاع رسانی و مبارزه با مواد مخدر  به روز بودن اطلاعات و کسب اطلاعات مردمی است
ستاد مبارزه با مواد مخدر می تواند در کنار پورتال ستاد یک فروم و تالار گفتگو ایجاد کند تا به این وسیله بتواند  علاوه بر اطلاع رسانی مردمی بطور مستقیم در ارتباط با مشکلات اعتیاد  در جامعه قرار بگیرد


پورتال ستاد مبارزه با مواد مخدر می تواند انچه را که مسئولین می گویند را  منعکس کرده و  فروم ستاد مبارزه با مواد مخدر می تواند محلی برای  اظهار نظرات مردمی و اطلاع رسانی به روز درباره مواد مخدر  موجود در جامعه و مشکلات اعتیاد  باشد به این طریق یک ارتباط مستقیم و دو جانبه بین مسئولین و مردم ایجادمی شود
این  کار اولین گام مردمی در جهت  مشارکت مردم برای  همکاری  با ستاد مبارزه با مواد مخدر جهت کمک به امر مبارزه با مواد مخدر است

فیلم: امپراتوری مواد مخدر هاینزنبرگ جهانی می‌شود!

فیلم: امپراتوری مواد مخدر هاینزنبرگ جهانی می‌شود!


او اینک با بزرگ ترین شبکه توزیع مشارکت می‌کند و در حالی که شراکتی سه نفره را شکل داده، دو شریکش از جمله پینکمن کناره گیری می‌کنند و این آغازی بر پایان یک شبکه مواد مخدر است. در این میان اما هاینزبرگ مواد مخدر را به جمهوری چک نیز صادر می‌کند و در عرض مدتی کوتاه صدها میلیون دلار را صاحب می‌شود و تولید شیشه را رها می‌کند اما تولید شیشه او را رها نمی‌کند!

کد خبر: ۳۹۹۱۸۱
پس از استقبال مخاطبان «تابناک» از طرح نقد فیلم و انتشار خلاصه‌ای از آثار سینمایی به همراه نقد، در ‌نوروز ۹۳ تقدیمتان شد و حال قسمت‌های مانده از این سریال در پایان هفته‌ها تقدیمتان می‌شود؛ رویکردی که موقتاً جایگزین بخش «سی دقیقه» شده است.

اگر با «تابناک» تا اینجا همراه بوده‌اید، بی‌گمان بر نگاه منتقدان سینمایی صحه می‌گذارید که «برکینگ بد / breaking bad» ساخته وینس گیلیگان، یکی از قوی‌ترین سریال‌های یک دهه اخیر است؛ سریالی که در قالب پنج فصل از سال ۲۰۰۸ تا ۲۰۱۳ توسط سونی پیکچرز تولید و در شبکه کابلی ای‌ام‌سی آمریکا نمایش داده ‌و همزمان در برخی شبکه‌های مشهور ماهواره‌ای دیگر آمریکا نیز به نمایش درآمد و به سرعت جهانی شد.

به گزارش «تابناک»،‌ «برکینگ بد» داستان والتر وایت با نقش‌آفرینی برایان کرانستون، معلم پنجاه ساله شیمی در دبیرستانی در البوکرکیِ نیومکزیکو است. پس از آنکه وایت از سرطان ریه خود آگاه می‌شود، برای تأمین آتیه خانواده‌اش، به همراه دانش‌آموز سابقش، جسی پینکمن‌ و با بهره‌گیری از علم شیمی، اقدام به ساخت شیشه با خلوص بالای ۹۹ درصد می‌کند که همین منجر به ایجاد بازاری جدید در آمریکا برای مخدر تازه می‌شود.
[اگر قسمت‌های پیشین سریال را ندیده‌اید، خواندن ادامه این متن می‌تواند به لو رفتن داستان قسمت‌های پیشین این سریال برای شما منجر شود].

فیلم: امپراتوری مواد مخدر هاینزنبرگ جهانی می‌شود!

در نخستین تلاش این دو برای فروش شیشه، دو قاچاقچی کشته می‌شوند و معلم شیمی و شاگردش، این دو قاچاقچی را در اسید حل می‌کنند. این دو سپس با یک قاچاقچی مواد مخدر دیگر همکاری‌شان را از سر می‌گیرند که او نیز تعادل روانی ندارد و سرانجام با آن‌ها درگیر می‌شود و در یک درگیری، این قاچاقچی مکزیکی‌الاصل کشته می‌شود. والتر وایت و جسی پینکمن، پس از آرام شدن فضا، تولید مواد مخدر را دوباره از سر می‌گیرند.


آن‌ها با وسوسه والتر وایت و این بار برای درگیر نشدن با فروشندگان مواد مخدر، راساً شبکه پخش شیشه راه‌اندازی می‌کنند؛ اما پس از مدتی، یکی از عوامل پخش مواد مخدرشان دستگیر شده و آن‌ها مجبور می‌شوند برای فریب پلیس، سراغ وکیل فاسدی بروند و او را به خدمت بگیرند. پلیس حاضر می‌شود این توزیع کننده خرد را آزاد کند، مشروط بر اینکه او، «هایزنبرگ» ـ که در واقع نام مستعار والتر وایت در تولید شیشه است ـ به آن‌ها معرفی کند و وکیل فاسد، شخصی را که شغلش زندان رفتن است، به خدمت می‌گیرد تا پلیس با دستگیری او برای مدتی، کاملاً از ماجرا منحرف شود.

در این شرایط، یکی دیگر از پخش‌کنندگان این دو تولیدکننده تازه‌نفس شیشه که در قلمرو تازه در حال فروش مواد مخدر است، توسط یک کودک به ضرب چند گلوله کشته می‌شود! والتر وایت برای گریز از این وضعیت با همکاری وکیل فاسدشان، همکاری با یک رستوران‌دار را ـ که در اصل توزیع کننده شیشه است ـ آغاز می‌کند و نخستین معامله دو میلیون و صدهزار دلاری‌شان رقم می‌خورد و نخستین پولشویی عمرش را انجام می‌دهد. در کنار این، جسی پینکمن به دختر همسایه‌ای که خانه تازه‌اش را از او اجاره کرده، دل بسته بود، با اوردوز شدن دختر همسایه و مرگش، شرایط بحرانی را تجربه می‌کند.

فیلم: امپراتوری مواد مخدر هاینزنبرگ جهانی می‌شود!

پدر دختر همسایه نیز که شرایط مشابهی ‌دارد، برای گذر از بحران و بازگشت به زندگی طبیعی، مدت کمی از پس از حادثه مرگ دخترش، به شغل حساسش که کنترلر رادار فرودگاه است، برمی‌گردد و نمی‌تواند به خوبی به مدیریت محدوده هوایی روی رادار بپردازد و اینچنین می‌شود که دو هواپیمای مسافربری آمریکا با قرار گرفتن در مسیر هوایی هم، با یکدیگر تصادف می‌کنند و منفجر می‌شوند!


جسی پینکمن برای بازیابی زندگی به مرکز ترک مواد مخدر می‌رود و ترک می‌کند. در مقابل پسرعموهای قاچاقچی نامتعادل که پسرعمویشان توسط باجناق پلیسِ والتر وایت کشته شده برای انتقام به البوکرکیِ نیومکزیکو می‌آیند تا در سرزمین کاکتوس‌ها، کار قاتل و لودهنده پسرعمویشان را بسازند و در این میان، از شاهد ماجرا تنها یک نام را می‌یابند: «والتر وایت». ‌آنها با تبر به خانه والتر وایت می‌‌روند تا او را بکشند، ولی پیش از آنکه وایت متوجه شود، صحنه را ترک می‌کنند.

علت ترک صحنه، تنها درخواست شریک تازه والتر وایت و بزرگترین پخش کننده شیشه در آمریکای شمالی است که در پوشش رستوران دار زنجیره‌ای فعالیت می‌کند. این دو پسرعمو اما همچنان اصرار بر کشتن قاتل عموزاده شان را دارند، چرا که در مکزیک مهم‌ترین عنصر، خانواده است! در این شرایط، توزیع کننده بزرگ شیشه در آمریکای شمالی، آنها را متقاعد می‌کند فعلاً به جای کشتن والتر وایت ـ پلیسی که پسرعمویشان را کشته و در واقع همان باجناق وایت است ـ قناعت کنند! آنها در پی کشتار هستند اما نه در پی کشتاری ساده، بلکه کشتار با تبر! گلوله اما بازی را عوض کرد و «هنک» باجناقِ پلیس والتر وایت، معجزه آسا زنده می‌ماند و در این زمینه نقش یک ناشناس پررنگ است.

فیلم: امپراتوری مواد مخدر هاینزنبرگ جهانی می‌شود!

پیش از این دستگیری اما اتفاقات دیگری رخ می‌دهد و جسی پینکمن که در پی رویدادهای رخ داده میان او و والتر وایت از او جدا شده بودند، بار دیگر شراکت را از سر می‌گیرند؛ انتخابی که وایت انجام می‌دهد تا خود را از خطر نابودی در برابر رفتارهای خودسرانه شریک سابقش، در امان بدارد؛ رفتارهایی که یک بار دیگر آنها را تا پای دستگیری می‌برد و این صورت پینکمن است که تاوانش را می‌دهد! با این حال پینکمن همچنان نمی خواهد از خودسری دست بردارد و شرایط دشواری برای وایت رقم می‌زند.


اما در ماجرای ترور «هنک»، ناشناسی دو دقیقه پیش از آنکه، دو پسرعمو به «هنک» حمله کنند و او را به گلوله ببندند، با او تماس گرفته و او را متوجه این حمله می‌کند و همین هشیاری نقش مؤثری در زنده ماندنش دارد. ناشناس، کسی جز عاملِ قاچاقچی بزرگ مواد مخدر در آمریکا نیست. او بدین ترتیب هم باعث درگیر شدن پلیس آمریکا و پلیس مکزیک با مافیای مواد مخدر مکزیک و به دست گرفتن کل بازار آمریکا می‌شود و هم دو پسرعموی شرور که آرامشش را سلب کرده‌اند از سر راه برمی‌دارد.

اکنون در شرایطی که مأمور پلیسِ داستان در بیمارستان وضعیت نامناسبی دارد و او نیز به واسطه مشکلات بیمه و هزینه‌های سرسام آور درمان در آمریکا حتی برای یک پلیس که در حین وظیفه گلوله خورده، با پول والتر وایت درمانش انجام می‌شود، وایت و پینکمن تولید شیشه را در آزمایشگاهی که قاچاقچی بزرگ شیشه برایشان در زیر یک خشکشویی راه اندازی کرده فراهم می‌کند. وایت اما رفتارهای غیرطبیعی انجام می‌دهد که نشانه‌های یک رخداد تازه است و در مقابل پینکمن نیز دردسری تازه در پیش می‌گیرد و تلاش می‌کند، موادفروشی کند که با هشدار و مراقبت والتر وایت روبه رو می‌شود.

فیلم: امپراتوری مواد مخدر هاینزنبرگ جهانی می‌شود!

در همین زمان پینکمن درمی‌یابد چه کسی رفیق و یکی از توزیع کنندگان شیشه‌اش را کشته و می فهمد این کار به دست یک کودک مواد فروش و قاتل انجام پذیرفته است. او شرایطی دشوار برای انتقام گیری دارد. در مقابل همسر والتر وایت که با شیشه فروشی او کنار آمده، وارد ماجرا شده و به واسطه شغل حسابداری‌اش، شیوه دقیق‌تر برای پولشویی توسط او فراهم می‌نماید و خود نیز راساً عامل پولشویی در قالب یک شرکت کارواش می‌شود!


در آن سو، توزیع کننده بزرگ مواد مخدر در آمریکای شمالی، مانع از قتل دو مرد و کودکی می‌شود که عاملِ توزیع و رفیق جسی پینکمن را کشته‌اند و پینکمن نیز در آغاز تسلیم و قرار می‌شود همکاری این کودک با آن باند قطع شود. این همکاری اما با کشتن کودک به دست دو مرد همکارش متوقف می‌شود و در همین وضع، پینکمن درمی‌یابد که آن کودک، فرزند زنی بوده که با او در کلاس‌های گروهی روان درمانی آشنا شده و همین او را وامی‌دارد تا بار دیگر در پی انتقام گرفتن برود و تلاش کند دو عامل دیگر را که از این دولت قاتل ساخته و سپس به قتل رساندنش، مجازات کند.

والتر وایت که در‌می‌یابد چنین اتفاقی در حال وقوع است، خود را به صحنه حادثه می‌رساند و در شرایطی که مرگ شاگرد سابق و همکار کنونی اش را قطعی می‌بیند، برای نجات جان پینکمن، دو مرد قاچاقچی را با خودرویش زیر می‌گیرد و یکی از آنها را که زنده مانده بوده، به ضرب گلوله می‌کشد! همین باعث می‌شود، قاچاقچی بزرگ که هشدار داده بود به سمت عاملان توزیع نرود، قصد مرگ والتر وایت و جسی پینکمن کند و در همین راستا یک شیمیدان را کنار وایت می‌گذارد تا پس از آنکه جزئیات روش ساخت شیشه را کامل فراگرفت، حذف وایت ممکن شده باشد.

شیمیدان خیلی زود جزئیات را فرامی‌گیرد و دفترچه‌ای از این اطلاعات تهیه می‌کند و والتر وایت برای مرگ برده می‌شود. وایت در همین لحظات پیش از کشته شدن با پینکمن تماس می‌گیرد و به او می‌گوید، شیمیدان را بکشد. با کشته شدن شیمیدان، آنها مجبور به زنده نگه داشتن والتر وایت و جسی پینکمن برای ادامه تولید شیشه می شوند! حال، آنچه برای این دو مسلم شده، کشته شدنشان به دست قاچاقچی بزرگ شیشه است و تنها آنها زمان خریده‌اند!

در این میان، جسی پینکمن بیش از شریکش در معرض کشته شدن است و همین والتر وایت را نگران ساخته است. این اتفاقات در حالی رخ می‌دهد که پلیس گمان می‌کند، شیمیدان کشته شده همان «هاینزبرگ» تولیدکننده ارشد شیشه است؛ اما باجناق والتر وایت در این زمینه همچنان اطمینان ندارد و در پی یافتن اثر انگشت قاچاقچی بزرگ شیشه در آمریکا ـ که فعالیت پوششی‌اش یک فست فود زنجیره‌ای است ـ در خانه شیمیدان کشته شده، باجناق پلیسِ والتر وایت این بار به قاچاقچی بزرگ شیشه نزدیک می‌شود.

حلقه پلیس در حالی تنگ‌تر می‌شود که از سوی دیگر، درگیری میان مافیای مواد مخدر مکزیک با قاچاقچی بزرگ مواد مخدر در آمریکا به اوج خود نزدیک می‌شود و مافیای مکزیک با سرقت یکی از محموله مخدر این قاچاقچی و کشتن افرادش، به او پیغام می‌دهد که دیگر دوران همکاری تمام شده و رسماً اعلام جنگ داده می‌شود؛ اعلام جنگی که درگیری های خونینی در پی خواهد داشت.

در آن سو، والتر وایت درصدد است این قاچاقچی را که می‌تواند او و جسی پینکن را بکشد و یا با دستگیر شدنش، باعث به زندان رفتن این دو شود، با سم بکشد؛ اما پینکمن تحت تأثیر القائات محافظ قاچاقچی بزرگ شیشه، به رفاقتش با والتر وایت شک کرده و در این قتل تعلل می‌کند. والتر وایت نیز رفتارهای عجیبی در پیش می‌گیرد و با پول‌های بادآورده، کارهای باورنکردنی را انجام می‌دهد، همچون انفجار خودرو اسپرت جهت تخلیه روانی!

در ادامه می‌بینیم پینکمن که قرار بود با سم تولیدی والتر وایت، قاچاقچی بزرگ را بکشد، رویکرد دیگری در پیش می‌گیرد و نزدیک ترین همکار رئیس بزرگ می‌شود! او در یک حرکت مافیایی شرکت می‌کند و سمی را به قاچاقچی می‌دهد تا دشمنانش را در مکزیک از پای درآورد و این گونه است که یکی از بزرگ‌ترین مافیاهای مکزیک کشته می‌شوند! در آن سو، همسر والتر وایت که در شرکتی خصوصی کار می‌کرده و اختلاس رئیس و دوست قدیمی‌اش را نادیده گرفته، برای سرپوش گذاشتن بر این تخلف که دامان او را نیز می‌گیرد، رقم سنگینی را به رئیسش می‌دهد تا موقتاً محل اختلاس را پر کند و دوباره به او بازگرداند و این پول والتر وایت است که مقطعی بحرانی بر باد می‌رود!

پس از آنکه رئیس بزرگ از حذف رقبایش در مکزیک اطمینان می‌یابد، سراغ والتر وایت می‌آید تا او را حذف کند اما والتر وایت پس از مسموم کردن فرزندِ زنی مطلقه که برای جسی پینکمن به عنوان آینده زندگی اش اهمیت دارد، ذهن پینکمن را به سمتی می‌برد که تصور می کند قاچاقچی بزرگ برای آنکه آن دو را رودروی هم قرار دهد چنین مسمومیتی را رقم زده است؛ این گونه است که پینکمن از تیم قاچاقچی بزرگ خارج شده و مقابل او موضع می گیرد.

با جدایی پینکمن از قاچاقچی بزرگ و پیوستن دوباره اش به والتر وایت، آنها برای کشتن قاچاقچی بزرگ که این بار برای مرگ هر دو برنامه ریزی کرده، طرحی می ریزند؛ طرحی که شکست می‌خورد. در ادامه همین طرح و هنگامی که پینکمن گرفتار شده، والتر وایت با کمک پیرمردی که بازمانده از مافیای مکزیک است، در اقدامی غیرمنتظره، رئیس بزرگ را از پای درمی آورد و خود، خانواده اش و پینکمن را نجات می‌دهد! در ادامه این ماجرا و در فصل پنجم، این هایزنبرگ است که سکان مافیای مواد مخدر صعنتی را به دست می‌گیرد!

او اینک با بزرگ ترین شبکه توزیع مشارکت می‌کند و در حالی که شراکتی سه نفره را شکل داده، دو شریکش از جمله پینکمن کناره گیری می‌کنند و این آغازی بر پایان یک شبکه مواد مخدر است. در این میان اما هاینزبرگ مواد مخدر را به جمهوری چک نیز صادر می‌کند و در عرض مدتی کوتاه صدها میلیون دلار را صاحب می‌شود و تولید شیشه را رها می‌کند اما تولید شیشه او را رها نمی‌کند!

هم‌اکنون به دیدن خلاصه‌ای از قسمت‌های شش، هفت، هشت، نه و ده از فصل پنجم «برکینگ بد / breaking bad» بنشینید؛ با این امید که تا فرجام این سریال، بتوانیم به پوشش این مجموعه و نقد و بررسی‌اش بپردازیم. درباره این سریال که فاجعه شیشه و سهولت ورود این سودای مرگ آور و آکنده از خشونت و همچنین سیستم بیمه درمانی ضعیف آمریکا را به خوبی به تصویر کشیده، بیشتر در «تابناک» خواهید دید و خواند.

تاثیر نام افراد بر سرنوشت اجتماعی و روابط عاطفی آنان

تاثیر نام افراد بر سرنوشت اجتماعی و روابط عاطفی آنان

آیا از نام خود راضی هستید؟ دوست دارید شنیدن نامتان چه حسی را در دیگری برانگیزد؟ شنیدن چه نام‌هایی برایتان لذت‌بخش است؟ نام‌ها بازتاب‌دهنده فرهنگ‌های گوناگون‌اند که از تبعیض و تحقیر تا عشق و زیبایی را در خود جای داده‌اند.
تصور این که موجودی نام نداشته باشد بسیار دشوار است. مبادله "نام" میان آدمیان گام نخست برای ایجاد یک رابطه انسانی یا گسترش هر گونه پیوند اجتماعی است. کما اینکه چه در آغاز پیوند عاشقانه و چه برای داوطلب شدن برای انجام کاری باید "نام"ی را بر کسی یا کاری گره زد و "نامزد" شد.

نام عنصری است که فراگیر شدنش موجب شهرت است و بیش از حد محدود شدنش باعث گمنامی. قضاوت نیک مردمان درباره آن را "خوش‌نامی" و نقطه مقابلش را "بدنامی" می‌خوانند.

اگر چه سعدی پیوند عشق و نیک‌نامی را جور دیگر می‌بیند:
دگر بخفته نمی‌بایدم شراب و سماع
که نیک‌نامی در دین عاشقان ننگست

نه فقط انسانها بلکه هر موجودی بدون داشتن یک نام معین، در یافتن یک هویت مستقل ناکام می‌ماند؛ هویتی که باعث شناخت می‌شود. نام هر فردی به مرور زمان و در پیوند با دیگر افراد جامعه، علاوه بر تداعی یک هویت ظاهری، حامل یک هویت عمیق غیرظاهری برای مخاطبان است که در پی تداوم روابط، به مرور شکل کامل‌تری به خود می‌گیرد.

بنابر این هر "نام" به مرور زمان مجموعه‌ای از خاطرات و تاثیرات را در ذهن و ضمیر دیگران به جا می‌گذارد که خاستگاه اصلی بسیاری از قضاوت‌ها یا تمایلات متقابل افراد به یکدیگر تلقی می‌شود؛ عشق و صمیمیت، خشم و نفرت یا هر نوع واکنش رفتاری دیگر.

این نوع تصورات و بازتاب‌های آن که با شنیدن نام دیگران در ضمیر افراد تداعی می‌شود، علاوه بر آنکه عنصر اصلی تمایز افراد از یکدیگر است، تا جایی ادامه می‌یابد که نقش کارکردی آن در روابط اجتماعی به مرور از شکل ظاهری فرد هم فراتر رفته و تاثیرات پایدارتری به جا می‌گذارد. تصوراتی که کلیدواژه ورود به آن "نام" افراد است.

نام، ابزاری فراتر از شناخت ظاهری

دکتر ناصر فکوهی، انسان‌شناس، در مقاله "نام‌ها و فرهنگ" می‌نویسد: «نام‌ها یکی از پراهمیت‌ترین ابزارهایی هستند که ما برای تحلیل فرهنگ‌ها در دست داریم. فاصله میان مفهوم ایدئولوژیک، هژمونیک و تعریف عمومی یک نام در یک نظام اجتماعی، همگی از مواردی هستند که باید به آنها توجه کرد. هر چند نام‌ها (بنا بر نظریه‌هایی که بیشترین اجماع درباره آنها وجود دارد) صرفا ابزارهای قراردادی در زبان‌ها هستند تا بتوان دستگاه نمادساز زبان را کارا کرد، اما در عمل به دلیل درونی شدن در نظام ذهنی، بسیار فراتر از این قرارداد رفته‌اند.»

هر نامی علاوه بر داشتن معنای معین یک کلمه، بار معنایی خاصی را در ارتباط با یک شخص بخصوص با خود حمل می‌کند. یعنی نام علاوه بر اطلاق به یک فرد، در طول زمان معرف شخصیت همان فرد هم تلقی می‌شود که واکنش‌های متفاوتی را در ذهن طرف مقابل ایجاد می‌کند. از این رو می‌توان "اسامی" را کلماتی فرض کرد که مجموعه‌ای از خاطرات و تصورات را با خود جابجا می‌کنند.

به گفته حافظ:
نام من رفته‌ست روزی بر لب جانان به سهو
اهل دل را بوی جان می‌آید از نامم هنوز

اسامی دخترانه، تابوها و تبعیض‌ها

نوع کاربرد اسامی در یک جامعه تا حدودی معرف شخصیت فرهنگ عمومی همان جامعه است، یعنی آینه تمایلات فکری و مناسبات اجتماعی دستکم بخشی از لایه‌های اجتماعی محسوب می‌شود.

"آقا محسن! من بیرون کنار ماشین منتظرم، زود بیا..." این جمله توام با فریاد مردی است که با همسر و فرزند دو ساله‌اش به یک جشن عروسی دعوت شده‌اند. او می‌خواهد به همسرش که در "قسمت زنانه تالار پذیرایی" مشغول شادی است یادآوری کند که وقت رفتن است و او در خیابان منتظرش است! وقتی با تعجب از او می‌پرسم چرا به همسرش می‌گوید "آقا محسن" پاسخ می‌دهد: "محسن اسم پسر منه، عیال هم می‌دونه که منظورم چیه"!

چرا برخی از مردان در فضاهای عمومی حاضر به بردن نام همسران‌شان نیستند و از آنها با عناوینی مانند عیال، خانواده، منزل یا هر لقب غیرمستقل دیگری یاد می‌کنند؟ بسیاری از کارشناسان علت این رفتار را، مالکانه و "ناموسی" دانستن تمام هویت زنانه همسر (دختر یا مادر و خواهران) از سوی برخی مردان سنتی - مذهبی می‌دانند. در فرهنگ‌های لغت، "ناموس" از مفاهیم و ارزش‌های مردسالارانه در نظام اخلاقی کشورهای اسلامی از جمله ایران به شمار می‌رود که در ردیف کلماتی مانند شرف و عصمت و آبرو قرار می‌گیرد.

باور داشتن به "ناموس" در بین برخی گروه‌های اجتماعی، مردان را وا می‌دارد که مسئله حریم خانوادگی خود را تا آنجا تعمیم دهند که نام بردن از همسرشان در فضای عمومی را نوعی شکستن حریم خانوادگی تلقی کنند. رفتاری که همزمان محدودیت‌های فراوان دیگری بر زنان تحمیل می‌کند و گاهی تخطی یک مرد از این راه و رسم، می‌تواند سرزنش سایر مردان همان طبقه اجتماعی را در پی داشته باشد.

البته تبعیض‌های جنسیتی محدود به "ناموسی" دیدن حقوق زنان نیست، زیرا گرچه با توسعه نسبی شرایط اجتماعی از شدت ناگوار بودن "دختردار" شدن به جای آوردن "پسر کاکل زری" که بتواند نام نیاکان خود را زنده نگه دارد کاسته شده، اما همچنان در برخی از مناطق جهان، از جمله ایران، ترجیح بعضی والدین به داشتن فرزند پسر را نمی‌توان نادیده گرفت. تا آنجا که همچنان شاهد نام‌گذاری‌هایی مانند "بسی"، "دختر بس" یا معادل آن مثل "قزبس" و "گل بس" و "کفایت" برای دخترانی هستیم که خانواده از تولد آنها ناخرسند است.

چنین رویکرد تبعیض‌آمیزی البته در شماری از کشورهای خاورمیانه، آفریقا و شرق آسیا نیز به شکل‌های نسبتا مشابهی دیده می‌شود. مثلا گزارش‌های موسسه "اکشن اید" نشان می‌دهد که سالانه به شمار آزمایش‌های سونوگرافی برای تعیین جنسیت جنین و سقط کردن دختران در هند افزوده می‌شود. طبق آمار مجله پزشکی "لانست" چاپ لندن در دو دهه گذشته بیش از ۲۰ میلیون زن هندی جنین خود را صرفا به دلیل دختر بودن سقط کرده‌اند یا بعد از تولد نوزاد به دلیل عدم توجه عمدی به مسائل بهداشتی یا غذایی موجبات مرگ آنها را فراهم ساخته‌اند. در همین حال دخترانی که از این مرحله به سلامت می‌گذرند با مشکلات متعدد دیگری دست و پنجه نرم می‌کنند که از آن جمله اسامی تحقیرآمیزی است که روی برخی از آنها گذاشته می‌شود. این نوع اسامی نه تنها امکان معاشرت‌های عشقی و عاطفی را از این دختران می‌گیرد بلکه در تمام طول زندگی شرایط ناگواری برای آنان فراهم میکند


چندی پیش درمنطقه ساتارا در شهر ماهاراشترا در هند ۲۸۵ دختر جوان اجازه یافتند اسامی مورد علاقه خود را برگزینند و شناسنامه‌های جدیدی دریافت کنند. این دختران همه "ناکوزا" یا "ناکوشی" نامیده می‌شدند که به زبان هندی "ناخواسته" معنی می‌دهد. در این جشن "رهایی از نام‌های تحقیرآمیز" تعدادی از این دختران اسامی هنرپیشه‌های معروف "بالی‌وود" را برای خود برگزیدند و برخی دیگر اسامی سنتی و زیبای هندی مانند "وایشالی" که مترادف زیبا، خوب یا متمول است را انتخاب کردند. طی سالهای اخیر جنبش دختران هندی برای رهایی از اسامی تحقیرآمیز و تحمیلی که تاثیر مستقیمی بر موقعیت اجتماعی آنان می‌گذارد، رشد یافته است.

تاثیر نام بر روابط عاطفی و عاشقانه

همانگونه که پیشتر اشاره شد "نام" هر فرد کلیدواژه‌ای است که علاوه بر اشاره به یک فرد خاص، هویت و شخصیت فرد را نشان می‌دهد و ناخواسته ما را به آرشیوی از اطلاعات انباشته شده و تحلیل و قضاوت‌های ما درباره آن شخص هدایت می‌کند. در حقیقت تمامی تصورات ما از یک فرد آشنا بلافاصله پس از شنیدن نام او در ضمیرمان تجلی می‌یابد بی‌آنکه نیازی به دیدن او داشته باشیم.

همچنین به دلیل تاثیر مستقیم حس‌ها و تصورات انسان بر فعل و انفعالات شیمیایی بدن و نیز واکنش‌های ارادی و غیرارادی رفتاری، "نام" جایگاه مهمی را در چگونگی مبدل ساختن این تصورات به انواع واکنش‌های رفتاری به خود اختصاص می‌دهد. هرگاه نامی را می‌شنویم اما نسبت به صاحب آن شناختی نداریم، ذهن به طور خودکار مناسبترین واکنش را پیدا می‌کند؛ واکنشی که سوابق ذهنی و کاراکتر فرد شنونده در شکل‌گیری آن نقش به سزایی دارد.

تحقیقات پژوهشگران دانشگاه نورث وسترن نشان می‌د‌هد که انتخاب اسم بسیار مهم‌تر از آن چیزی است که تاکنون تصور می‌شد و شاید به همین دلیل است که "کتاب‌های اسم" نزد مردم از محبوبیت بالایی برخوردارند. به گفته این محققان، داشتن یک اسم زیبا و خوش‌آهنگ نه تنها احساس اطمینان فرد به خودش را افزایش می‌دهد بلکه موجب می‌شود دیگران به طور مثبت‌تری به فرد نگاه کنند.

سرپرست این تیم پژوهشی می‌گوید: «این که افراد چه کار می‌کنند و به چه فکر می‌کنند اهمیت چندانی ندارد. در واقع مغز انسان به محض شنیدن اسمی که تلفظ می‌شود پالسهایی را ارسال و دریافت کرده و با توجه به اسم فرد درباره وی قضاوت می‌کند. زیرا نامی که ما را با آن صدا می‌زنند یک نماد و یک آینه است. در واقع اسم همچون یک کارت ویزیت عمل می‌کند که معرف و بیانگر شخصیت درونی ما است. آوا و معنایی که یک اسم دارد می‌تواند به طور مستقیم روی رفتار و قضاوت دیگران نسبت به ما اثر بگذارد. آهنگ و معنای اسم فرد حتی روی تولید هورمون‌های اکسیتوسین، دوپامین و اندورفین نیز اثر می‌گذارد.»

جالب توجه این که هورمون‌های مورد اشاره در این پژوهش علمی رابطه مستقیمی با فعالیت‌های جسمی و جنسی دارند. "اکسیتوسین" که از آن به عنوان "هورمون عشق" هم نام می‌برند، توسط غده هیپوفیز ترشح می‌شود و به طور کلی در رشد رفتارهای اجتماعی و واکنش‌های فردی و کنترل اضطراب نقش کلیدی دارد. تقویت اعتماد به نفس، جلب اطمینان، فداکاری، خطرپذیری، مهربانی و تقویت روابط عاطفی و عاشقانه و تمایلات جنسی از جمله مزیت‌های ترشح این هورمون است. جالب آن که شنیدن نام یا صدای فرد مورد علاقه، یادآوری خاطرات شیرین و حتی یک نگاه مهربان از راههای ترشح این هورمون در بدن هستند.

"دوپامین" هم نوعی پیام‌رسان عصبی است که ارتباط آن با اجتماعی بودن بسیار شناخته شده است. بنا بر نتایج یک مطالعه جدید ارتباط مستقیمی بین اعتماد به نفس و موقعیت اجتماعی افراد و میزان چسبندگی گیرنده‌های دوپامین وجود دارد.

"آندروفین" یا مسکن‌طبیعی بدن نیز ماده‌ای است که با کاهش اضطراب درد را تسکین می‌دهد و آرامش‌بخش است. این ماده هنگام فعالیت بدنی، هیجان، احساس عشق و هنگام رسیدن به اوج لذت جنسی تولید می‌شود.

آگاهی و مقاومت در برابر تبعیض‌های جنسی

بسیاری از مردم در جوامع مختلف به مرور زمان به اهمیت کارکرد و نقش نام در ایجاد پیوندهای اجتماعی پی برده و تاثیرات کاربردی آن را در روابط خصوصی و عمومی خود تجربه کرده‌اند. به همین دلیل اغلب افراد علاقه دارند نام آنها تداعی‌کننده بهترین واکنش‌ها در ذهن مخاطبان باشد. در نظر داشتن جوانب گوناگون برای تغییر نام خود یا استفاده از اسامی مستعار یا صرف وقت فراوان برای برگزیدن نام فرزندان این نکته را اثبات می‌کند.

از سوی دیگر در بعضی جوامع سنتی، آگاهی از جذابیت "نام" باعث می‌شود نوعی مقاومت منفی به خصوص در نام‌گذاری دختران صورت پذیرد. به عبارت دیگر شرایط اجتماعی به ویژه هنگامی که رگه‌های تعصب و تبعیض‌های جنسیتی آشکاری در آن دیده می‌شود خانواده‌ها را وا می‌دارد که در نام‌گذاری فرزندان خود حساسیت خاصی داشته باشند و به تبعات این نام‌ها اهمیت بدهند.

در جوامع مردسالار که زنان باید محدودیت‌های فرهنگی، مذهبی و قومی را تحمل کنند، تحمیل نام‌هایی که کمترین زیبایی ممکن را به مخاطب منتقل کنند در کنار محدودیت‌هایی مثل منع شدن از هر گونه مراوده دوستانه با مردان، استفاده جبری از حجاب و حتی در برخی مناطق ختنه کردن دختران برای سرکوب نیازهای جنسی و عاطفی، پازل تبعیض جنسیتی علیه آنها را تکمیل می کند. البته توسعه آگاهی عمومی و گسترش تلاش سازمان‌یافته برای برابر ساختن حقوق زنان و مردان چشم‌انداز روشن‌تری را در برابر دیدگان ما قرار می‌دهد.

opium.site: ایا نام معتاد می تواند بر روی نوع اعتیاد و فرایند ...

خون جوان، اکسیری برای جلوگیری از عوارض پیری

خون جوان، اکسیری برای جلوگیری از عوارض پیری

تازه‌ترین پژوهش‌های دانشمندان نشان می‌دهد که تزریق خون موش‌های کم‌سال به هم‌نوعان سالمند خود، بر فعالیت‌های جسمی و ذهنی گروه دوم می‌افزاید. به‌نظر برخی از پژوهش‌گران، می‌توان با این روش با بیماری دمانس مبارزه کرد.
نتایج آزمایش‌های یک گروه از پزشکان دانشگاه کالیفرنیا در سانفرانسیسکو در زمینه‌ی تاثیر تزریق خون موش‌های جوان به هم‌نوعان خود در سنین بالا، در مجله‌ی علمی "نیچر مدیسن" در آمریکا انتشار یافت. این پژوهش‌گران معتقدند که با استفاده از نتایج این آزمایشات می‌توان روند پیری در انسان را کُند کرد و از بروز بیماری‌هایی که در اثر کهولت سن رخ می‌کنند، پیش‌گیری به عمل آورد.
آزمایش دو مرحله‌‌ای
سائول ویلدا، رئیس گروه پژوهشگر دانشگاه کالیفرنیا، در باره‌ی چگونگی انجام این آزمایش‌ها نوشته است که ماه‌ها به موش‌هایی با میانگین سن یک انسان‌ ۶۰ ساله، خون موش‌هایی که سنی برابر با انسان‌های ۲۰ ساله داشته‌اند، تزریق کرده و به این نتیجه رسیده است که خون موش‌های کم‌سال بر قدرت فراگیری و حافظه‌ی موش‌های سال‌خورده تاثیر مثبت گذاشته است.
بنا بر نوشته‌ی سائول ویلدا، آزمایش مربوطه در دو مرحله صورت گرفته است. در مرحله‌ی نخست این پستانداران در حوضچه‌ای پر آب به حال خود رها شده‌اند. در مرحله‌ی دوم، به آن‌ها نشان داده شده که چگونه برای نجات از غرق‌شدن خود را به تخته‌‌چوبی که در فاصله‌ی کوتاهی از سطح آب نصب شده‌، بیاویزند و از حوضچه خارج شوند. گروه‌ موش‌هایی که به آن‌ها خون موش‌های جوان تزریق شده، به آسانی مراحل دوگانه‌ی آزمایش را به خاطر سپرده و پس از رها شدن در حوضچه‌ی پر آب، تخته‌‌چوب را یافته و خود را نجات داده‌اند. در حالی که گروه دوم، یعنی گروه مسنی که خونی به آن‌ها تزریق نشده، از عهده‌ی یافتن تخته‌‌چوب نجات‌دهنده بر نیامده‌اند.
بیماری دمانس یا زوال عقل یکی از گسترده‌ترین بیماری‌ها در سنین پیری است بیماری دمانس یا زوال عقل یکی از گسترده‌ترین بیماری‌ها در سنین پیری است
تسریع گردش خون
نتایج این آزمایش‌ها هم‌چنین نشان می‌دهند که گردش خون در شبکه‌ی مویرگ‌های مغز موش‌های گروه نخست، سریع‌تر از گروه دوم صورت گرفته است. عامل اصلی تسریع جریان خون در مغز این جوندگان، پروتئینی به نام GDF11 بوده که در خون تزریقی از موش‌های جوان به میزان قابل‌توجهی یافت می‌شود. پروتئین‌ها از مواد آلی و یکی از انواع درشت‌ ملکول‌های زیستی هستند که از اسید آمینه ساخته شده‌اند.
پژوهش‌گران، پس از کسب این نتیجه مقدار بیشتری پروتئین GDF11 به موش‌های گروه نخست تزریق کرده و می‌بیننید که نه تنها قدرت پایداری و استقامت آن‌ها افزایش یافته، بلکه مویرگ‌های جدیدی نیز در مغز این پستانداران تولید شده است. البته گروه پژوهشی دانشگاه کالیفرنیا در گزارش خود می‌نویسد که هنوز در این باره تحقیقی صورت نگرفته است که آیا مواد دیگری که در خون موش‌های جوان وجود دارد، در بروز این تغییرات مثبت نقش بازی کرده است یا نه.
آزمایش بر روی انسان؟
در گزارش گروه پژوهشی دانشگاه کالیفرنیا هم‌چنین آمده است، از آن‌جا که پروتئینGDF11 در ترکیبات خونی انسان نیز وجود دارد، می‌توان با استفاده از نتایج این آزمایش‌ها، از روند پیرشدن طبیعی انسان‌ها که سبب کاهش قدرت فکری و بروز بیماری‌هایی مانند دمانس (زوال عقل) می‌شود، پیش‌گیری به عمل آورد. این گونه آزمایشات بر روی انسان، هنوز صورت نگرفته است.

رفسنجانی: گسترش بیماری‌های روانی در جامعه را باید جدی گرفت

رفسنجانی: گسترش بیماری‌های روانی در جامعه را باید جدی گرفت

گسترش بیماری‌های روانی در جامعه ایران از چشم هاشمی رفسنجانی نیز به دور نمانده. وی در این رابطه هشدار داد ولی به علت‌های آن اشاره نکرد. کارشناسان فشارهای اجتماعی یک نظام ایدئولوژیک را دلیل این اختلالات روانی می‌دانند.
هاشمی رفسنجانی می‌گوید: دل چو آرام نباشد، ز تن آرام مجوی. می‌پرسیم آیا دل جوانان و زنان ایران آرام است؟ مسئول کیست؟ هاشمی رفسنجانی می‌گوید: "دل چو آرام نباشد، ز تن آرام مجوی." می‌پرسیم آیا دل جوانان و زنان ایران آرام است؟ مسئول کیست؟
اکبر هاشمی رفسنجانی در دیدار با اعضای شورای مرکزی سازمان نظام روان‌شناسی و مشاوره کشور نسبت به افزایش بیماری‌های روانی در جامعه ایران هشدار داد و گفت که این مسئله را باید جدی گرفت.

به گزارش خبرگزاری ایرنا، از نظر رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام "به جای هزینه‌های بالای درمان، باید به سوی پیشگیری" رفت که "هم هزینه کم دارد و هم عواقب بیماری را ندارد".

این هشداری است که سیاستمدار معتدلی مانند هاشمی رفسنجانی به زبان آورده؛ هشداری که با سکوت تاکنونی دولت‌مردان محافظه‌کار در ارتباط با این واقعیت تأسف‌بار اجتماعی توأم است.

ولی با این حال هاشمی رفسنجانی اشاره نکرد که گسترش فزاینده بیماری‌های روانی در ایران ناشی از کدام عامل‌ها است؛ آن‌هم از نظر کارشناسان، در جامعه‌‌ی بسته‌ای مانند جمهوری اسلامی که برای جوانان و به‌ویژه زنان، محدودهای بسیار اجتماعی و "اخلاقی" قائل است و فضایی برای شادی و نشاط برای انسان‌ها باقی نمی‌گذارد.

دکتر احمد جلیلی، رئیس منتخب انجمن علمی روانپزشکان در ایران، در مصاحبه روز یکشنبه ۴ اسفند ۹۲ با سایت "فرارو" آمار جدید بیماران روانی در ایران را ۲۵ درصد افراد بزرگسال ذکر کرده است.

بیشتر بخوانید: از هر چهار ایرانی یک نفر "اختلال روانی" دارد

پیش از او نیز دکتر رضا میرسپاسی، رئیس انجمن علمی روانپزشکان ایران، گفته بود که اختلالات روانی در ایران رتبه بالایی از بار بیماری‌ها را در بر دارد. او از حدود ۲۰ تا ۲۳ درصد افراد بزرگسال (۱۵ تا ۶۴ سال) مبتلا به بیماری روانی یاد کرده بود.

اما دکتر احمد جلیلی آمار ۲۰ تا ۲۳ درصدی بیماران روانی را مربوط به سال ۹۱ خواند و گفت بنا بر آمارگیری‌ای که به صورت تحقیق میدانی و برمبنای پرسشنامه در تهران و شهرستان‌ها شده، شمار بیماران روانی (تا ۲۵ درصد افراد بزرگسال جامعه افزایش یافته است.) افزایش یافته و به ۲۵ درصد رسیده است.

طبق آماری نیز که عباسعلی ناصحی، مدیرکل سلامت روان وزارت بهداشت، عرضه کرده بود، میزان بیماری‌های روانی میان زنان حدود ۶ درصد بیشتر از مردان است.

مهدی تهران‌دوست، رئیس انجمن روانپزشکی کودک و نوجوان، در سال ۹۱ در گفت‌وگو با خبرگزاری ایسنا گفته بود که ۱۵ تا ۲۵ درصد افراد زیر ۱۸ سال در ایران دچار مشکلات روانی هستند.

محمدباقر لاریجانی، رئیس شورای سیاستگذاری وزارت بهداشت، در پنجمین همایش بین‌المللی روانپزشکی کودک و نوجوان در سال ۹۱ گفته بود: «آخرین مطالعات انجام شده درباره وضعیت سلامت روان کودکان (مربوط به سال‌های ۸۸ تا ۸۹) نشان می‌دهد در برخی مناطق کشور، ۵۰ درصد کودکان دچار غمگینی و ناامیدی و ۳۷ درصد کودکان دچار نگرانی و اضطراب هستند.»

بیشتر بخوانید: "عصبانی نیستم"؛ هشداری سینمایی درباره وضعیت اجتماعی ایران

نظر کارشناسان علت‌گسترش بیما‌ری‌های روانی

دبیر انجمن روانپزشکان ایران در سال ۱۳۸۶ در همایش سالانه این انجمن گفته بود که وضعیت اقتصادی و اجتماعی افراد در بروز بیماری‌های روانی بسیار موثرند.

جامعه‌شناسان نیز می‌گویند که رواج اضطراب، افسردگی، انزوا و بی‌عملی یا پرخاشگری و ستیزه‌جویی، در اغلب موارد ناشی از ناروایی‌ها و نابسامانی‌های اجتماعی هستند.

دکتر فرامرز قره‌باغی، جامعه‌شناس و استاد دانشگاه پیش از این به دویچه‌وله گفته بود که اجبارهای اجتماعی و اقتصادی برای قراردادن افراد در چارچوبی ایدئولوژیک و از پیش تعیین‌شده یکی از مهم‌ترین دلایل به هم خوردن تعادل روحی افراد هستند.

وی می‌‌گوید: «بسیاری از روی مصلحت در بیرون از خانه با ایدئولوژی حاکم دست به سازش می‌زنند و تظاهر می‌کنند. مثال رعایت حجاب عمومی‌ترین نمونه است که چون اجباری است همه از آن تبعیت می‌کنند در حالی‌که این تبعیت به معنای قبول آن نیست.»

صاحب‌نظران بسیاری هشدار داده‌اند که نظام ایدئولوژیک حاکم بر جمهوری اسلامی از شهروندان ایرانی انسا‌ن‌هایی دوشخصیتی ساخته است؛ تا جایی که در بطن جامعه، مردم با شرمساری از خصلت دوگانه خود سخن می‌گویند که حکومت به آن‌ها تحمیل کرده است.


 محمدتقی حسن‌زاده، رییس مرکز مطالعات وزارت ورزش و جوانان ایران تاکید کرده که تفاوت معناداری میان دختران و پسران در نتایج این تحقیق دیده نمی‌شود اما دختران بیشتر از پسران مبتلا به افسردگی هستند و نزد پسران اختلال تفکر پارانوئیدی بیشتر است. او یادآوری کرده که این اختلالات ریشه‌در آسیب‌های اجتماعی دارند.

از نگاه بسیاری جامعه‌شناسان و روانشناسان، احساس عدم تناسب بین نیازها، آرزوها و هدف‌های جوانان از مهم‌ترین زمینه‌های بروز سرخوردگی، افسردگی یا پرخاشگری نزد آنهاست.

جوان به شادی، تحرک، شغل، آموزش، تفریح یا امنیت روحی نیاز دارد. سرخوشی از ویژگی‌های عهد شباب است اما غالب جوانان ایرانی از نبود فضای شاد و محرومیت از ساده‌ترین حقوق خود در رنجند.

وزیر کشور: تصویر مردن معتادان مخدر صنعتی (شیشه ) را از تلویزیون نشان دهید، مسئولیتش با من (امروز پیش خدای خودم حجت را بر شما تمام کردم.)



وزیر کشور: تصویر مردن معتادان مخدر صنعتی را از تلویزیون نشان دهید، مسئولیتش با من
وزیر کشور با بیان آمار مرگ و میر معتادان به مواد مخدر که بر اثر مصرف مواد صنعتی مسموم می‌میرند، گفت: به صدا و سیما گفته‌ام تصاویر مرگ این افراد را نشان دهد؛ مسئولیتش هم با بنده، شاید یکی از این کشته‌ها فرزند خود ما باشد.
رحمانی فضلی در نشست با مددکاران اجتماعی حوزه مبارزه با مواد مخدر سخنانی داشت که مهمترین بخشهای آن در پی می آید:
-شاید بگویند ما یک دولت هستیم و قاچاقچیان گروه اقل، این اشتباه است چرا که آنها یک امپراطوری هستند. اروپا نیز با این مشکل درگیر است، این موضوع مبارزه با مواد مخدر حل نمی‌شود مگر اینکه خود مردم در قالب پیشگیری، مشارکت داشته باشند.
-اکنون پاک‌شده‌های ما در بهترین شرایط 20درصد هستند و 80درصد آنها دوباره درگیر سوءمصرف مواد مخدر می‌شوند. هرقدر در حوزه پیشگیری هزینه کنیم، موفق‌تریم و این میسر نیست جز با مشارکت مردم.
-وقتی می‌گوییم یک میلیون و 300هزار معتاد داریم یعنی یک میلیون و 300هزار خانواده، 60درصد این افراد 700هزار نفر متأهل هستند.
-فرزندان معتادان به طرف همین فضا می‌روند در حال حاضر بیش از 70درصد زندان‌های ما درگیر مواد مخدر هستند. این یعنی درگیر کردن هزینه و بودجه.
-53درصد طلاق در خانواده معتادان به مواد مخدر اتفاق می‌افتد و اگر بخواهیم ناهنجاری‌های وسیع حوزه مواد مخدر را نام ببریم باید بگوییم فرزندان ما در دام یکی از این ناهنجاری‌ها می‌افتند بنابراین باید با نگاه عمیق به موضوع بنگریم.
- ما در تقویت سمن‌ها از هیچ تلاشی دریغ نمی‌کنیم، اکنون 53درصد فعالیت رسمی سمن‌ها را افزایش داده‌ایم و به سمن‌های غیرقانونی نیز مجوز دادیم تا در این حوزه فعالیت کنند.
-برنامه‌هایی که در صدا و سیما تولید می‌شود رقم خوبی است.



 ما در درون این جامعه زندگی می‌کنیم و تأثیرپذیری و تأثیرگذاری رفتارهای ما در همینجا شکل می‌گیرد.
 وقتی فضای جامعه به عنوان برآیند انسان محیط و فعالیت پیشگیرانه هدایت‌گرانه و سالم نباشد در آن فضا هرقدر تلاش کنیم باز قادر به ایفای نقش اصلی نخواهیم بود.
-در هر حوزه‌ای که با مشکل مواجه شدید به من نامه بنویسید. بنده بلاواسطه موضوع را پیگیری می‌کنم. 91درصد مراکز ماده 15 ما خصوصی هستند و 760هزار نفر از معتادان به مواد مخدر به این مراکز مراجعه کرده‌اند که نشان می‌دهد بار عظیم این بخش را بخش خصوصی برعهده دارد. مددکاران می‌توانند در کنار همسران معتادان باشند.
-‌ 85درصد افرادی که ماده 16 هستند و به ته خط رسیده‌اند خودشان توزیع‌کننده هستند زیرا درآمدی ندارند و چون به آخر خط رسیده‌اند نیز واهمه‌ای ندارند.
-در تشکیل مراکز خیریه، سمن‌ها، NGOها، مهارت‌آموزی به ویژه برای خانواده‌ها، تشکیل واحدهای تولیدی کوچک برای درآمدزایی به شما کمک می‌کنیم. حوزه ستاد مبارزه با مواد مخدر حوزه مناسبی برای شما است.
-بانک اطلاعات معتادان هنرمند تشکیل می‌شود، بنده می‌گویم با رمان‌نویسان تماس بگیرید تا در این زمینه داستان بنویسند.
خلأ موضوع هم ندارند، هزینه چاپ پنج رمان در این زمینه را ما می‌دهیم. همچنین با تشکیل بانک اطلاعات از کسانی که پاک شده‌اند و در گروه‌های موسیقی فعالیت می‌کنند زمینه برگشت آنها را به جامعه فراهم می‌کنیم.
-به ما کمک کنید و طرح دهید تا بنده تصویب کنم. امروز پیش خدای خودم حجت را بر شما تمام کردم. طبق آمار روزانه 9 نفر به خاطر مصرف مواد مخدر می‌میرند که اگر آن را ضربدر 365 روز سال کنید رقم بالایی می‌شود. متأسفانه توزیع‌کنندگان مواد مخدر صنعتی کاملاً مسموم به جوانان می‌دهند. بنده به صدا و سیما گفته‌ام که تصاویر مرگ این افراد را نشان دهند مسئولیتش هم با بنده، شاید یکی از این کشته‌ها فرزند خود ما باشد. درهای ستاد مبارزه با مواد مخدر بر روی شما باز است.
منبع فارس
نویسنده
جناب اقای فضلی تا دلت بخواهد طرح مبارزه با مواد مخدر است شما به ما کمک کنید تا کسی را پیدا کنیم که بتواند انرا اجرا کند

برادرمن معتاد به شیشه است و به مدت دو هزار دویست شصت نه سال در کمپ ترک اعتیاد بستری بوده ایا لازم است 3 ماه دیگر بماند ؟

با سلام
برادر من به مصرف شیشه اعتیاد داشته و در حال حاضر مدت 828235 روز است که در کمپ ترک اعتیاد بستری است و خوشبختانه به قول مسولین کمپ سم زدایی شده و مسولین کمپ می گویند ایشان باید برای مدت طولانی حداقل 3 ماه در کمپ بماند اما خودش با توجه به متعهل بودنش اصرار دارد که از کمپ خارج شود
مزاحم شما شدم ببینم آیا ماندن او در کمپ بهتر است یا مرخص کردنش
ناگفته نماند که خودش می گوید روز به روز از نظر فکری به دلیل حضورش در محیط کمپ با مشکل مواجه شده وشرایطش بدتر می شود
ممنون راهنمایی کنید

جواب
ابتدا بابت شوخی کوچکی که کردم مرا به بخشید زیرا وقتی روزها را تقسیم بر 365 کردم دیدم حتما اشتباهی شده است
اما بستری معتادان در کمپ ها
این مسله که ما مدت یک  یا دو ماه کسی را در کمپ بستری کنیم و بعد از سم زدایی بگویم خوب دو ماه از مواد دور بوده است حالا دیگر ترک کرده است اصولا فکر نادرستی است
اگر ما کمپ های داشتیم که در ان درمان های رونشناختی به همراه اموزش کار و زندگی و دادن انگیزه های لازم برای در ترک ماندن را به معتادان می دادنند شاید بستری کردن یک معتاد برای یکی دو ماه کافی بود اما با توجه به اینکه برادر شما فقط سم زدایی شده است اصلا صلاح نیست به این زودی او را از کمپ ترخیص کنید
زمانی که یک معتاد در کمپ شروع به غر زدن می کند و می گوید من خوب شدم یالله مرا بیاورید بیرون و این جا وضعیت ناجور است درست زمانی است که باید او را وادار کرد در کمپ بماند
توجه ای به حرف های او نکنید اگر ان کمپ روانشناسی دارد ابتدا با او مشاوره کنید و به احتمال زیاد او هم با نظر من موافق است

ریتالین و تاثیر آن بر شخصیت فردی

ریتالین و تاثیر آن بر شخصیت فردی
 روبین بدنبال رضایت از یادگیری مطلق ، بود اما  تنهایی امد ؟
تمرکز کامل حواس این چیزی بود که روبین دانشجوی حقوق بدنبال آن بود و بهمین دلیل ریتالین می خورد تا سطح یادگیریش بالا برود ، ولی او اثر جانبی این دارو که باعث تغییر شخصیت فرد می شود را نادیده می گرفت . او فقط به مطالبی که باید یاد می گرفت فکر می کرد  دوتا تکه پنبه تو گوشش گذاشته بود تا تمام صدا های اطرافش را از بین ببرد ولی او به آنها نیازی نداشت برای اینکه در اثر خوردن ریتالین او دیگر به هیچ چیز اطرافش توجه نداشت انکار همه چیز محو شده بودند ، ولی یکدفعه صدای قلبش به نحو غیر قابل باوری بلند می شود آنقدر که فقط صدای آنرا می شنود ، این اثر ریتالین است در حقیقت مطالب تبدیل به ضربان قلب می شوند .
قضیه خیلی ساده شروع شد ،
 در یک صبح پائیزی سال 2008 برگهای درختان داشتند کم کم زرد می شدند ، خورشید پائیزی بطور زیبایی می تابید ،
 برای روبین ساعت 8 صبح آغاز یادگیری روزانه بود 10 ساعت مطالعه یک ساعت وقت ناهار و مثل هر روز قوانین آلمان جلوی او بود که به اصطلاح دانشجویان حقوق به " کتاب قرمز " معروف است در کنار آن پلی کپی ها و یادداشتهای کلاسهای درس در یک پوشه مخصوص قرار داشتند ولی امروز علاوه بر همه اینها یک ورقه آلومینویمی هم وجود داشت که در آن چند تا قرص کوچولو قرار گرفته بود 5 میلی گرم Methylphenidatمعروف به ریتالین قرار داشت 
 روبین برای اولین بار آنرا در دهانش می گذارد ، جالا 5 سال گذشته در ابتداء بسته آن آبی و سفید بود و تولید کشور سوئیس روبین همیشه یک بسته رزرو داشت امروز دوباره بسته را در دست دارد و اینطور تعریف می کند :  "وقتی امروز به گذ شته فکر می کنم می توانم آن احساس را دو باره در خودم زنده کنم آن احساسی که ریتالین اولین بار در من بوجود آورد ."
ریتالین حاوی ماده ای است که مستقیم روی مغز اثر می کند این ماده باعث کاهش ترشح دوپامین می شود که در حقیقت مسئول واکنش های طبیعی انسان است ریتالین موجب توقف واکنش های ناشی از احساس درونی می شود کسی که ریتالین می خورد نیازی به محبت و نزدیکی احساس نمی کند او احتیا ج کمتری به خواب دارد و احساس گرسنگی و تشنگی کمتری می کند .
 این دارو معمولاً  برای کودکان پیش فعال تجویز می شود تا آنها بتوانند مقررات انضباطی مدرسه را تحمل کنند .
قاعدتاً برای خرید ریتالین  نسخه پزشک لازم است ولی روبین این قرص را ابتداء از طریق دوستش که بعلت پیش فعالی باید می خورد بدست آورد ، اولین بار دوستش به او پیشنهاد کرد که این قرص را امتحان کند روبین تا آن زمان از نحوه یادگیری خوش راضی بود ولی حالا موقع امتحانات بود و او احساس می کرد که شاید توانایی های معمولی یادگیری او کافی نباشد به همین دلیل بود که تصمیم گرفت ریتالین را امتحان کند.
اولین اثر ریتالین سرمستی است 
درست بعد از یکساعت اثر دارو ظاهر می شود روبین می گوید : "  من در ابتداء احساس می کردم که آرامش درونی می یابم ، 
 واکنش من نسبت به اتفاقات اطرافم کم می شد درست شبیه اینستکه آدم دچار یک خماری خوشآیند باشد ، همه صدا های اطراف کم می شدند اثر ریتالین به حدی است که دید من هم تغییر کرده بود آدم دیدش نسبت به مسائل اطرافش خیلی تنگ می شود من دیگر برگهای زرد و رنگارنگ درختها ی بیرون پنجره را نمی دیدم و وجود همسایگان برا ی من معنی نداشت در اطاق نه میز را می دیدم و نه موبایلم که روی آن قرار داشت همه چیز غیر از کتا ب و لغات سیاه آن روی کاغذ سفید از دید من محو می شدند .
 این تمرکز حواس باور کردنی نیست هیچ چیز حواسم را پرت نمی کرد فقط من بودم ومطالبی که باید یاد می گرفتم ." بعد ها روبین این اولین احساسش را لحظه خوشبختی می نامید ، اما او بخوبی متوجه بود که از یک مرزی تجاوز کرده است . او اجازه داده بود چیزی او را تحت تاثیر قرار دهد . او حاضر شده بود تغییراتی در بدنش بوجود آورد .
روبین می گوید : " من در آن لحظه از خودم خجالت کشیدم ."
تحقیقاتی در زمینه اثر ریتالین توسط دانشگاه ماینز آلمان انجام شده که در نشریه ماه ژانویه امسال دانشگاه منتشر شده است .
 نتیجه بدست آمده نشان می دهد که از هر 5 دانشجو در آلمان یک نفر ریتالین می خورد تا یادگیری خود را بالا ببرد .
 بعضی از دانشجویان غیر از ریتالین داروهای دیگری بر می دارند تا کمتر بخوابند یا آرامش عصبی بیابند البته هر دارویی برای هر رشته ای مناسب نیست مثلاً اگر دانشجویان رشته هنر ریتالین بر دارند دیگر قادر به ارائه ایده های جدید و نوآوری نیستند .  
روبین 5 ماه روزی یک عدد ریتالین بر می داشت و برنامه خواندنش تغییری نکرده بود طبق معمول همان ده ساعت روزانه درس می خواند ولی بمروراحساس می کرد برای تمرکزکامل دیگر یک قرص برای او کافی نیست به همین دلیل آنرا دو برابر کرد و بعد ها آنرا چهار برابر کرد تا بتواند آن احساس اولیه را بدست آورد .
در دنیا قوانین دوپینگ برای ورزشکاران بسیار سخت است و باید هر ورزشکار آنرا رعایت کند وگرنه از ادامه مسابقه محروم خواهد شد و ضمناً آبروی ورزشکاری او برای همیشه از بین می رود ، اما برای دانش آموختن هیچ قانونی وجود ندارد در ایالت متحده آمریکا داروهایی که باعث افزایش قدرت یادگیری می شوند  را Neuroenhancement می نامند.
 .در آمریکا استفاده از این دارو ها خیلی گسترش دارد .طرفداران استفاده دارویی معتقدند که هدف یادگیری های علمی که نتیجه اجتماعی دارد بسیار بالاست و باعث جلو رفتن بشریت می شود ، ولی کسانی که برای افزایش یادگیری و کار آیی از دارو استفاده می کنند باید بدانند برای این عمل قیمت سنگینی با سلامتی و تغییرشخصیت خودشان پرداخت کنند .
روبین برای افزایش یادگیری و کاربری خودش قیمت بسیار سنگینی پرداخت او هر چه که بیشتر ریتالین بر می داشت شخصیتش بیشتر تغییر می کرد در پایان حتی شبها که اثر دارو کاهش می یافت هم دارو می خورد .
 او دیگر آن روبین قبلی نبود دیگر مثل جوانهای دیگر کار های غیر منتظره نمی کرد و معمولاً فقط قادر بود کار های روزمره خودش را انجام دهد ریتالین باعث شده بود که واکنشهای او خفه شوند .
 او می گوید : " هیچوقت خودم را اینطور تنها حس نکرده بودم ، گاهی احساس می کردم من در این دنیا تک و تنها هستم وگاهی مطمئن بودم که هیچکس من را نمی شناسد و نمی تواند شرایط مرا احساس کند ."
ریتالین روبین را تغییر داده بود 
دوره تحصیل در رشته وکالت  کلاً بسیار طولانی است به حدی که باعث می شود اکثر دانشجو.یان این رشته روابط اجتماعی کمتری داشته باشند فشار و استرس خواندن و یادگیری جای زیادی برای روابط اجتماعی نمی گذارد ولی برای روبین استفاده از ریتالین این شرایط را بسیار قوی تر کرده بود او دیگر حتی بعد از درس خواندن روزانه هم می خواست همیشه تنها باشد.
روبین می گوید : " دلم می خواست مثلاً برای ناهار با کسی قرار بگذارم ولی سعی می کردم برای خودم بهانه ای بیاورم ."  او بمرور متوجه شد که ریتالین او را تغییر داده با اینکه او خیلی بهتر از قبل یاد می گرفت ولی تغییر کرده بود این تغییر را 5 ماه بعد از استفاده از ریتالین فهمید یکروز موقع صبحانه روی پله های جلوی دانشگاه نشسته بود و در یک دستش لیوان نسکافه و در دست دیگرش یک کیک صبحانه بود خورشید صبگاهی می تابید روز بسیار قشنگی بود ولی اثر ریتالین در بدن او باقی بود این اثر را نمی توانست متوقف کند دوستی از نزدیک او رد می شود روبین حال سلام واحوال پرسی را در خودش نمی بیند او احساس می کند دلش نمی خواهد دیده شود . ریتالین باعث می شود روبین تمرکز حواس داشته باشد ولی جایی برای احساسات دیگر وجود ندارد . او احساس می کند که بقیه احساساتش خفه شده اند او متوجه می شود که ریتالین تا چه حد او را تغییر داده است این درست همان لحظه ایست که روبین تصمیم می گیرد دیگر ریتالین نخورد .
روبین می گوید : " اولین روز بدون ریتالین خیلی سخت بود من فکر می کردم می توانستم بیشتر و سریع تراز این یاد بگیرم ، میل به استفاده مجدد از ریتالین بسیار قوی بود ."  او بسته قرص را در دست داشت ولی آنرا کنار گذاشت تمام مدت سه سال امتحان این بسته در کمد کنار پوشه های درسی بود اما روبین دیگر حتی یکی از آنها را هم بر نداشت .
روبین می گوید : " شاید ریتالین مرا در یک برنامه یادگیری وارد کرد ولی حالا می دانستم که من چه امکاناتی دارم و قادرم بدون این ماده هم موفق بشوم .
 منبع :                              
مترجم : زهرا خباز بهشتی

اثرات روانی شایعه تولید سیگار مارلبرو ماری جوانا (وید ) “Marlboro Marijuana Cigarettes” در ایران از سایت دهه هفتادی ها

با اینکه خبر تولید سیگار مارلبرو ماری جوانا (وید )  به عنوان دروغ اول اوریل در امریکا باز تاب زیادی داشت و عکس های ان فتوشاپ بود اما جالب این است که مافیای رواج مواد مخدر توانست بهره لازم از این شایعه را ببرد
بااینکه هنوز سیگار مارلبرو ماری جوانا (وید ) در جهان تولید نشده است اما عکس های فتوشاپ ان و انتشار اخبار جعلی درباره تولید ان به خوبی توانست اثرات روانی خود را در کشورهای مختلف به خصوص ایران بگذارد
درست است که شرکت فلیپ موریس اعلام کرد سیگاری به نام مارلبرو ام (ماری جوانا ) تولید نکرده است اما به خوبی توانست پیشاپیش بازار جهانی به خصوص کشورهای جهان سوم را برای پذیرش سیگار مارلبرو ماریجوانا  اماده کند
سیگار مارلبرو ماری جوانا تقلبی به بازار وارد می شود
حتی ممکن است خود این شرکت یا مافیای وابسته به ان از هم اکنون شروع به تولید و فروش غیر قانونی سیگار مارلبرو ماری جوانا در قاره های اسیا و یا افریقا بکنند و انرا ابتدا به صورت قاچاق در کشور های جهان سوم به فروش برسانند
اثرات روانی دروغ اول اوریل درباره تولید سیگار مارلبرو ماری جوانا (وید ) در ایران
از سایت دهه هفتادی ها
در این جا نظرات گروهی از جوانان ایرانی را در یکی از سایت ها می خوانیم
سیگار مارلبورو وید(گراس)
حدودا بسته ای 30هزار تومنه
میگن خوب کام میده :biggrin:
[​IMG] 

به جای نیکوتین ماریجوانا توشه یعنی خدا منم میخوام :biggrin:
تو ترکیه بیشترین فروش رو داره
باید برم تست دانشگاه بدم

ماریجوانا!:42:
اونوقت فرشید میری اشغر(همون اصغر اما به زبون معتادین محترم) برمیگردی:16:

:sneaky: عزیز دل برادر گراس یا همون وید اعتیاد نداره اگه داشت الآن 95% اردبیل اعتیاد داشتن
والا من همون سیگارشم به زور میشناسم اینارو هم الان دارم از زبون تو میشنوم
آبرو اردبیلیارو بردی که!:17:

نویسنده
البته این جر بحث درباره سیگار ماری جوانا وید در سایت دهه هفتادی ها زیاد تر از این بود و من مختصری از انرا نوشتم که نشان دهنده ان است که زمینه فکری و لازم برای فروش این سیگار در کشور ایران اماده شده است و اگر روزی کسی به شما سیگار مارلبرو ماری جوانا (وید )داد شما دیگر شک نخواهید کرد که این سیگار تقلبی است و اگر ما هم بگویم اصلا این سیگار   هنوز تولید نشده است ایا ان زمان کسی حرف ما را باور خواهد کرد
سیگار مارلبرو ماری جوانا حتما به بازار می اید
در این مسله که تا سال  دیگر شما شاهد وجود سیگار مارلبرو ماری جوانا  در بازار ایران و یا خاورمیانه باشید شک نکنید؟
زیرا ساخت این سیگار با استفاده از ماری جوانا طبیعی بسیار گران تمام می شود اما  خود شرکت فلیپ موریس اقدام به تولید این سیگار با استفاده از کانابیس های صنعتی  که بسیار ارزان است خواهد کرد و بازار ان فقط در خارج از امریکا و کشورهای مثل ترکیه و یا ایران و کشور های عربی است  ان زمان هیچ کس باور نخواهد کرد در کشور امریکا که ماری جوانا ازاد شده است این شرکت در خفا مبادرت به ساخت و صادران  سیگار مارلبرو  ماری جوانا با استفاده از کانابیس های صنعتی کرده است

تولید سیگار مارلبرو ماری جوانا Marlboro marijuana دروغ اول اوریل بود که حقیقتی پنهان در ان نهفته است


زمانی که نشریه اوریل اونو در 21 ژانویه 2014 مقاله ای منتشر کرد و در ان ذکر کرد کارخانه سیگار سازی فلیپ موریس با توجه به قانونی شدن مصرف ماری جوانا در امریکا می خواهد سیگاری با نام مارلبرو M تولید کند ناگهان این خبر داغ بر روی اینترنت به سرعت در رسانه های اجتماعی پخش شد

بعد از انتشار این خبر رسانه ها به سرعت شروع به تجزیه و تحلیل  ان کردند 
 حتی گروهی اقدام به محاسبه قیمت تمام شده سیگار مارلبرو ماری جوانا که گفته شده بود در سال 2015 وارد بازار می شود نمودند
البته نشریه اوریل اونو و شرکت فلیپ موریس این مقاله را به عنوان دروغ روز 1 اوریل فقط یک شوخی  دانستند
شوخی که هرچند به مقدار کمی باعث بالا رفتن سهام شرکت سیگار سازی فلیپ موریس شد اما در واقع از نظر روانی توانست جامعه را اماده پذیرش تولید انواع سیگار با ماری جوانا در اینده ای نه چندان دور بکند و محکی برای ورود سیگار های ماری جوانا به بازار مصرف در امریکا بود
به نظر می رسد در پشت این دروغ اول اوریل حقایق زیادی نهفته است که به احتمال زیاد در مدتی نه چندان  دور بر همگان اشکار شود و این دروغ زیاد هم دروغ نیست
 Did Phillip Morris Just Release a New Marlboro Marijuana
Phillip Morris Introduces Marlboro Marijuana Cigarettes ...
How Much Will A Pack Of Joints Cost? The Future Of Mass ...
Marlboro Marijuana? 'Weed Cigarette' Is Just an Internet ...

رواج "ازدواج سفید" در ایران؛ زندگی مشترک بر پایه تفاهم

رواج "ازدواج سفید" در ایران؛ زندگی مشترک بر پایه تفاهم

در ایران شماری از زنان و مردان بدون ازدواج رسمی باهم زیر یک سقف زندگی می‌کنند. گفته می‌شود این شکل از زندگی مشترک بی سرو صدا در حال رواج یافتن است. با این حال جامعه هنوز تا پذیرفتن آن فاصله زیادی دارد.
"ازدواج سفید" نامی است ابتکاری که در سال‌های اخیر در ایران به انواع ازدواج اضافه شده است. عنوانی برای زندگی مشترک زن و مرد بدون خواندن خطبه عقد، چه دائمی، چه موقتی و بدون ثبت ‌رسمی آن در محضر. روزنامه "ابتکار" در شماره دیروز خود (سه‌شنبه، ۱۶ اردیبهشت / ۶ مه) گزارشی درباره این پدیده منتشر کرده است. این گزارش حاصل گفتگو با یک زوج جوان و یک جامعه‌شناس است.

در این گزارش آمده که این شکل از پیوند زن و مرد در ایران در سال‌های اخیر "به شکل چشمگیری افزایش پیدا کرده است"، اما آماری درباره آن وجود ندارد، چون مخفیانه انجام می‌شود.

در این نوع از "ازدواج" افراد بدون جاری شدن خطبه عقد یا صیغه، زندگی مشترک خود را مانند یک زن و شوهر عادی شروع می‌کنند.

در گزارش به نقل از مژگان و حامد، دو جوانی که به این شکل زندگی مشترک را آغاز کرده‌اند، آمده است که "علاقه‌ای برای ثبت ازدواج‌شان ندارند". خانواده‌های هر دو نفر از این موضوع خبر دارند و آن را پذیرفته‌اند.

مژگان گفته است: «بعد از چند سال دیدیم که می‌توانیم با هم زندگی کنیم و از هر نظر با هم توافق نظر داریم. حتی هر دو اعتقادی به ازدواج نداشتیم به همین خاطر زمانی که با خانواده‌هایمان مطرح کردیم در ابتدا چندان راضی نبودند اما وقتی دیدند که ما تصمیم جدی گرفته‌ایم پذیرفتند.»

و حامد گفته است که نوع زندگی‌شان به گونه‌ای نیست که "هر کس وارد آن شود احساس کند همخانه" هستند و رفتار یک زن و شوهر معمولی را دارند.

از زبان حامد می‌شنویم: «صبح با هم به سر کار می‌رویم و بعد از ظهر به خانه می‌آیم و شام می‌خوریم. نه از رفیق بازی خبری است و نه دوران مجردی. خرج خانه را به صورتی درمی‌آوریم که مانند همخانه‌ها به اصطلاح به صورت "دنگی" نباشد بلکه هرکس هر آنقدر که در توان داشته باشد می‌گذارد و حتی یک حساب مشترک پس انداز داریم.»

زندگی مشترک زن و مرد در ایران هم‌چنان تابو است اگر در دفتری رسمی به عنوان ازدواج دائم ثبت نشده یا در برخی موارد زیر لوای صیغه (ازدواج موقت) "شرعی" نشده باشد. کسانی که به این نوع زندگی مشترک انتقاد دارند، این "معصیت" را نه انتخاب آزاد، که ناشی از فلاکت اقتصادی و بیکاری توانایی جوانان برای ازدواج رسمی می‌دانند.


رابطه زن و مرد در ایران بدون ثبت رسمی تنها مخفیانه ممکن است.

«ایران جای این‌جور کارها نیست»

گاهی برخواسته از جامعه مردسالار که به دختران هشدار می‌دهد وارد شدن به این نوع از رابطه به زیان آن‌هاست.

گزارشگر به سراغ یک کارشناس هم رفته است که می‌گوید این تحولات "برخلاف جوامع غربی به ضرر دختران ایرانی است".

مصطفی اقلیما، رئیس انجمن علمی مددکاران اجتماعی ایران، درباره موارد زندگی مشترک بدون ثبت رسمی گفته است: «بیشتر از ۹۰ درصد رابطه دختر و پسر‌ها به ازدواج نمی‌رسد؛ چون معمولا خود پسر یا خانواده او حاضر نمی‌شوند چنین دختری که با پسرش در ارتباط است را برای پسر خود بگیرند. آن درصد باقیمانده نیز اگر به ازدواج ختم شود به این خاطر بوده که دختر از نظر سطح خانوادگی و مالی بالا‌تر از خانواده پسر است و پسر به این دلیل ازدواج می‌کند تا از امکانات دختر و خانواده‌اش به نفع خود بهره ببرد.»

به گفته اقلیما، در این نگاه، دختری که با پسری در ارتباط بوده، قابل "گرفتن برای پسر خود" نیست. یا اگر هم قابل باشد به خاطر وضع مالی خانواده دختر است. او معتقد است که "در ایران جای" این جور کارها نیست و "چنین اتفاقی موجب فروریختن فرهنگی خواهد شد".

تفاهمی دو طرفه

زمینه‌ساز زندگی بدون ازدواج رسمی در کشورهای پیشرفته قبل از هرچیز مبارزه زنان برای برابری حقوقی و اجتماعی و وارد شدن آنان به بازار کار بوده است. استقلال مالی زن به او این امکان را داده که با آزادی عمل بیشتری شریک زندگی خود را و نوع زندگی با او را انتخاب کند.

امروزه زندگی مشترک بدون ازدواج رسمی تفاهمی دوطرفه است که جدایی در آن نه به "زیان" زن و نه به "زیان" مرد تمام می‌شود؛ "زیان" با معیاری که در جوامعی مانند ایران دیده می‌شود به معنای "دختری که با مرد دیگری رابطه داشته" یا به عبارتی "دست اول" نبوده است.

در این نگاه زندگی زیر یک سقف بدون ازدواج رسمی "بی‌مسئولیتی" است که تاوانش را در نهایت زن می‌دهد.

 قابل تامل آن است که با وجود متداول بودن این طرز فکر در ایران، در گزارش "ابتکار" سخن از رواج چشمگیر این شکل از زندگی مشترک در میان نسل جوان ایران است.

این گونه زندگی مشترک مدت‌هاست که در کشورهای غرب رواج دارد. آمار اداره ثبت احوال آلمان نشان می‌دهد که شمار ازدواج‌‌ها در این کشور در سال ۱۹۵۰ بیش از ۷۵۰ هزار در سال بوده است و در سال ۲۰۱۲ به کمتر از نصف این رقم رسیده است.

یکی از سرشناس‌‌ترین آلمانی‌هایی که با شریک زندگی خود بدون ازدواج رسمی به سر می‌برد، یوآخیم گاوک، رئیس جمهوری آلمان است.